سلام عزیزم.
این روزها دارم برات یه قنداق فرنگی ناز میبافم...
خیلی هم برای انتخاب اسمت فکر میکنیم اما هنوز به نتیجه نرسیدیم!همیشه فکر میکردم انتخاب اسم ساده است اما الان نه!
من اسم وانیا که یعنی هدیه باشکوه خداوند رو دوست دارم برات بیشتر معنی اشو دوست دارم اما بابا جون موافق نیست!تارا یعنی ستاره اینم بابا جون موافق نیست!باباجون میگه هیوا یعنی امید!من موافق نیستم!
راستی اسم کتایون هم خیلی دوست دارم برات اما بازم باباجون موافق نیست...
حالا ما موندیم و انتخاب اسم تو ... کاش کمکمون میکردی
امروز از صبح منتظر پسرخاله باباجونم!قرار بود بیاد تاقچه جلو پنجره بذاره برای گلهای بیرون پشت پنجره اما نیومد!!گلهام سرما میخورن!!
باباجون امروز رفته کوه!گفته نیم ساعت دیگه میاد تو راهه!
خب فعلن برم سراغ بافتنی ام!خیلی دوستت دارم عزیزم...